About Mahdi
بی تو همه اهل قیامت رفوزه اند ای نمره قبولی دنیا، چهارده
چهارشنبه 15 دی 1395 :: نویسنده : هوشنگ مهدی یار
"Write Drunk. Edit Sober." According To Science, Ernest Hemingway Was Actually Right

A new infographic takes a scientific look at the writer's old chestnut, even if it should be "write tipsy, edit with coffee."

College is a time for experimenting with too much alcohol and writing badly about the bad sex you had. It's the only way to figure out your drinking limitations and to learn to write better on a broader array of topics. Thanks to a famous quote from Ernest Hemingway, though, there will be some students in every creative writing classroom combining these two habits until the end of time.

"Write drunk, edit sober" was Hemingway's decree. Despite the fact that this quote likely owes less to creative experimentation on more to the author's legendarily raging alcoholism, it has become canonized in the annals of writerly advice. But is this directive valid, or is it just an excuse for indulging in one's vices for the sake of art? A new infographic takes a closer look.

Created by Australian writing blog, The Expert Editor, The Science Behind Writing Drunk and Editing Sober reveals that Hemingway was definitely on to something. Using a variety of studies, The Science Behind demonstrates that at a fairly low threshold of alcohol, the brain actually is creatively stimulated in ways the sober brain might not be. The part that Hemingway may have got wrong, however, is that at the point of legit drunkenness the quality of one's writing goes south pronto. The author of For Whom the Bell Tolls might have built up an elephantine tolerance for alcohol to the point where he could drink a fifth of whiskey and still crank out prose that would be studied decades later, but that doesn't mean you can too, Guy Who Wants To Write a Roman a Clef About Working at Gimlet.

Have a further look at the infographic below to see how Hemingway's idea tracks.






نوع مطلب : آنتی بادی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
کتاب «من گوساله‌ام» نوشته‌ی بزرگمهر حسین‌پور، مجموعه‌ی کمیک استریپ‌هایی از زندگی فلسفی یک گاو و نوه کنجکاوش است. نویسنده معتقد است: «هر گاوی که عمیقا بفهمد چقدر گاو است، در دم آدم خواهد شد و هر گاه آدمی زیادی بفهمد که آدم است، در دم گاو خواهد شد!» کتاب حاضر دارای 63 کمیک استریپ است که در گذشته به شکل هفتگی طی چند سال در هفته‌نامه‌ی «چلچراغ»، منتشر می‌شد. در مقدمه‌ی اثر می‌خوانیم: «اگر می‌خواهید مسائل مطرح شده در این کتاب را به آدم‌ها نسبت دهید، اگر می‌خواهید نکته‌ها، عقده‌ها، دغدغه‌های فکری و ذهنی، اجتماعی و سیاسی بشر امروز را به این کمیک‌ها بچسبانید، عمیقا در اشتباهید و دقیقا شما نیز مانند یک گوساله عمل کرده‌اید. این کتاب هذیان‌ها و خزعبلات یک گوساله است که مجموعه‌ی پرت و پلاهای پدربزرگش را که مدام عرق ینجه می‌خورد و دم‌دمای غروب آفتاب آروغ می‌زند و یونجه نشخوار می‌کند به خورد ما داده است. وقتی به‌عنوان ناظر خواستم مقدمه‌ای بر این کتاب بنویسم مطمئن شدم که واقعا اینکه «بسیاری از موجودات گوساله به دنیا می‌آیند و گاو از دنیا می‌روند» چقدر غلط است و باید به‌جای «بسیاری» کلمه‌ی «معدودی» را گذاشت تا مفهوم کلام درست بیان گردد. و البته من بسیار خوشحالم که اینچنین نیستم.» بزرگمهر حسین‌پور، یکی از چهره‌های برجسته و محبوب کاریکاتور و انیمیشن‌سازی است که در نشریه‌های مختلف مانند گل آقا، کیهان کاریکاتور، سروش نوجوان، روزنامه آفتابگردان، روزنامه اقبال و هفته‌نامه چلچراغ و... فعالیت داشته است. «کتاب دودر»، «من گوساله‌ام»، «این سیاستمداران سه نقطه»، «قصه‌های جزیره»، «مجموعه قر و قمبیل»، «ماجراهای دلمه» و «ساندویچ» کتاب‌های منتشرشده‌ی اوست. کتاب «من گوساله‌ام» نوشته‌ی بزرگمهر حسین‌پور از سوی انتشارات مثلث منتشر شده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
و البته من بسیار خوشحالم که گوساله نیستم‏!‏ ‏(‏امضا ـــ الاغ‏)‏




نوع مطلب : آنتی بادی، 
برچسب ها : یک گاوچران با شرف و نجیب زاده،
لینک های مرتبط : من از بزرگمهر حسین پور عذرخواهی می کنم،

احتمالا یا شاید ناگزیر، در زندگی لحظه‌ای می رسد که دیگر هیچ چیز خوب نیست، دیگر هیچ چیز مطلوب نیست. این بدحالی گاهی دلیل خارجی دارد، مانند طلاق، ورشکستگی، بیماری شدید یا بدبیاری‌های گوناگون. گاهی هم منشأ آن درونی است و از خویشتن برمی‌خیزد که بسیار بدتر است، چرا که بهانه‌ای برای توجیه آن وجود ندارد. همه چیز در خارج خوب است. موفقیت حاصل است اما در درون احساس شکست باقی مانده و انگار سررشته زندگی از اختیار خارج شده است.

کتاب قربانی دیگرانیم و جلاد خویش

این احساس می‌تواند به شکل یک غم بزرگ، خستگی شدید، تحریک پذیری فزاینده یا بی میلی به زندگی تجلی کند. به قول لئونارد کوهنِ شاعر، احساس می‌کنیم با «شکستی لایزال» روبرو هستیم. احساسی که نمی‌توانیم آن را در درون خود نابود کنیم. احساسی که  ما را می دَرد، خراب می‌کند و زندگی‌مان را قطعه قطعه می‌کند.در این هنگام، وسوسه‌ی بزرگ ایفای نقش قربانی و متهم کردن دیگرانی همچون والدین، فرزندان و حتی حاکمیت بروز می‌کند. به خود می‌گوییم قاعدتا کسی نباید به خودی خود خوشحال یا بدحال شود و در این وضعیت غم انگیز دیگران هم نقشی دارند.

اما با نگاه به درون خودمان می‌توانیم این تصویر را وارونه کنیم. بله ما قربانی هستیم اما قربانی خودمان. می‌توانیم ببینیم که این خودمانیم که دیوارهای زندانمان را ساخته‌ایم و تا چه حد به زندگی خود پشت کرده‌ایم و با نادانیِ خود، درباره آنچه هستیم، مواجه شویم.

در واقع احوال ما به طور اتفاقی تغییر نکرده، همانگونه که طلاق، بیماری شدید یا حوادث ناگوار هم اتفاقی رخ نمی‌دهند. کم کم پی خواهیم برد که جریانی درونی که غالبا ناخودآگاه نیز هست، کشتی زندگی ما را غرق کرده است. عوامل خارجی تنها آن را آشکار می‌کنند. یعنی آنچه را در تاریکی وجود ما خفته است، ظاهر می‌کنند. 

شاید از رخداد چنین وضعی ناراضی باشیم اما می‌توانیم از آنچه در این پرده دری ناگهانی زاده می‌شود، یعنی آگاهی، به عنوان مرحله نخست تلاش برای غلبه بر مشکلات استفاده کنیم.

کتاب قربانی دیگرانیم و جلاد خویش، با بهانه قراردادن یک اسطوره ی مصری به بررسی روانشناسانه احساسِ قربانی بودن می‌پردازد. این کتاب به طور مستقیم شما را مورد خطاب قرار می‌دهد و بر تاریکخانه وجود شما نور می‌افکند. دیدن آنچه در درون خود دارید و آگاهی از  انگیزه‌های ناخودآگاه تان آسان نخواهد بود. روشن شدن همراه با رنج است. اما روشن شدن آغاز تغییر است.





نوع مطلب : آنتی بادی، 
برچسب ها : معرفی کتاب،
لینک های مرتبط : معرفی کتاب،
امیر خداوردی(روحانی داستان نویس) می گوید: مدت کوتاهی در دو دوره مختلف سر درسِ اصول فقه آیت الله محقق داماد می رفتم. ایشان سر درس معمولاً قصه ای حکایتی تعریف می کرد. یک روز گفت: من که طلبه جوانی بودم و گاهی منبر می رفتم، آن اوایل خیلی به خودم زحمت می دادم و می گشتم لا به لای کتاب های مختلف و مطلب نابی پیدا می کردم که معمولاً مردم نشنیده باشند. بعد با ذوق و شوق فراوان سخنرانی می کردم و آب و تاب می دادم، اما متاسفانه می دیدم اصلاً کسی به حرف های من گوش نمی کند! نه به بهی نه چه چهی، هیچی! فکر می کردم مشکل کار کجاست؟ تا این که مدت ها گذشت و فهمیدم مردم چیزی را دوست دارند پای منبر بشنوند که می دانند. حوصله گوش دادن به حرف های پیچیده و کذایی را ندارند. این شد که دیگر خیلی به خودم زحمت ندادم. یک روایتِ دم دستی دست می گرفتم و حاشیه می زدم و می گفتم و می گفتم و مردم به وجد می آمدند.
ظاهراً جریان ادبیات عامه پسند یک چنین چیزی است. عامه پسندی در این جا که ما هستیم، <<صرفاً سرگرم کننده>> است، نه این که <<هم سرگرم کننده>> باشد. سال های سال هم بنشینید پای این گونه منبرها جز سرگرم شدن و به وجد آمدن، چیزی عایدتان نمی شود. عاری از هرگونه پیچیدگی، تأمل و عمق در یک مسیر سطحی زیست می کنید و این خیلی هم خوب است. چه ضرورتی دارد آدم خودش را در ورطه مسائل عویصه بیندازد! الا این که وقتی به آدم های منطقه مان نگاه می کنم، وقتی می بینم به سادگی می شود آحاد مردم را تحت تأثیر چند شعار پوک قرار داد و مثلاً دستگاهی مثل طالبان یا داعش راه انداخت، از سادگی و ساده زیستی می ترسم؛ سادگی و ساده زیستی ای ریشه در تنبلی، راحت طلبی که تنها به سرگرم کردن مخاطبش می پردازد، خصوصاً آن که این سرگرمی ذائقه را پست می کند و عواقب خطیری را در پس خویش خواهد داشت. چیزی شبیه همان <<لهو الحدیث>> که قرآن از آن می نالد.
هفته نامه فرهنگی چلچراغ-شماره 660-شنبه18اردیبهشت95




نوع مطلب : آنتی بادی، مطلب ویژه، 
برچسب ها : ابعاد و عواقب عامه پسندی، کتاب های ارزشمند، کتاب مفید، کتاب مضر، کتاب های عامه پسند، بهبود ذائقه فرهنگی مردم،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : هوشنگ مهدی یار
خواب رویای فراموشی هاست !

خواب را دریابم ،

که در آن دولت ِ خاموشی هاست

با تو در خواب مرا

لذت ِ ناب ِ هم آغوشی هاست

 

من شکوفایی گل های امیدم را در رویاها می بینم،

و ندایی که به من می گوید :

« گر چه شب تاریک است

دل قوی دار

سحر نزدیک است»




نوع مطلب : آنتی بادی، 
برچسب ها : قلب، دل دریایی، قوی دل، خواب است و خیر،
لینک های مرتبط : حمید مصدق،
شنبه 4 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : هوشنگ مهدی یار
باران که می بارد جدایی درد دارد
دل کندن از یک آشنایی درد دارد
 
هی شعر تر در خاطرم می آید اما
آواز هم بی همنوایی درد دارد
 
وقتی به زندان کسی خو کرده باشی
بال و پرت، روز رهایی درد دارد
 
دیگر نمی فهمی کجایی یا چه هستی
آشفتگی ، سر به هوایی درد دارد
 
تقصیر باران نیست این دیوانگی ها
تنها شدن در هر هوایی درد دارد
 
باید گذشتن را بیاموزم دوباره
هرچند می دانم جدایی درد دارد...




نوع مطلب : آنتی بادی، 
برچسب ها : باران، خوزستان، اهواز، خاک پاک اراک، انرژی هسته ای،
لینک های مرتبط :
شنبه 24 بهمن 1394 :: نویسنده : هوشنگ مهدی یار

ما که این کاره نیستیم ولی برای خالی نبودن عریضه روز عشاق را به تمام دخترانی که تاکنون به خواستگاری آنها رفته ام تبریک میگم. انشالله خوشبخت بشن.

روز جهانی عشاق مبارک





نوع مطلب : آنتی بادی، 
برچسب ها : والنتاین مبارک، مش حسین آقا، نمکی، بادکنک،
لینک های مرتبط :
شنبه 19 دی 1394 :: نویسنده : هوشنگ مهدی یار
اینکه راحتم و هر چی دلم میخواد مینویسم چون مطمئنم سالی یه بار هم یه آدمیزاد از این طرفا گذر نمیکنه. وگرنه یه کامنتی، یه نظری، یه نشانه ای از علایم حیاتی بازدیدکنندگان رصد میشد. این آمار بازدیدم که میهن بلاگ ارائه میده فکر می کنم مال ربات های خزنده سرچ انجین ها باشه.
نمی دونم شاید برعکسشم باید فکر و فرض کنم. یعنی شاید بازدیدکننده میاد و وقتی میبینه اینجا متعلق به من هست و جنبه سیاسی داره جرات نمیکنه چیزی بگه و بلافاصله صفحه رو میبنده و یه نفس راحت بعد از حبس شدن بازدم توی سینه ش میکشه. شایدم استرس میگیرش. نمی دونم.
ولی یه احتمال قوی تر هست و اون اینه که: دیگه این روزا با شبکه های اجتماعی کی میاد سراغ وبلاگها؟
انسان امروز هر کاری میکنه نمیتونه طبیعی زندگی کنه و طبیعی بمیره. انسان امروز برای بازگشت به فطرت الهی خود حتی سعی کرده ارزش ها را وارونه ارج نهد و خوبیها را بدی و بدیها را نیکی بشمارد شاید بلکه به این صورت همه چیز به روال عادی و طبیعی گذشته بازگردد اما نشد که نشد بلکه هم صد پله از طبیعت ذاتیش بیشتر فاصله گرفت. یادم افتاد به سکانس ذوب شدن فیلم هالیوودی ترمیناتور2 آنجا که ربات فضایی با ساختار فیزیکی از جنس آلیاژ فلزی خاص (قابل تغییر شکل در دمای محیط شبیه جیوه) در کارخانه ذوب آهن درون کوره ذوب آهن میافتد و در حال نابود شدن به انواع و اقسام چهره هایی که قبلا توانسته بود تغییر قیافه دهد درآمد شاید بلکه بتواند از سوختن و از بین رفتن خود جلوگیری کند.
به نظر من در دنیای امروز باید به اختیار و انتخاب خود دیوانه بود و دیوانه زیست و در نهایت دیوانه صفت بدرود حیات گفت. چون عقل در شرایط فعلی امروز تاب و توان تحمل این همه غیرطبیعی بودن را ندارد و در نهایت بالاجبار روانی خواهد شد.




نوع مطلب : آنتی بادی، 
برچسب ها : بهلول صفت،
لینک های مرتبط :
حتما ضرب المثل "دختر پل است، مردم رهگذر" را شنیدید. خوب دیگه حالا دست و پاتون رو جمع کنید و آماده باشید چون آخرالزمان هست و فمینیسم و زن سالاری و به همراه یک صلوات برای تعجیل در ظهور آقا امام زمان بگوییم: مردم پل هستند و دختر رهگذر.

پل دختر




نوع مطلب : آنتی بادی، 
برچسب ها : پل دختر،
لینک های مرتبط :

بیایید به جای اشتراک گذاری عکس های سلفی خود در فیس بوک از کتاب هایی که خوانده ایم عکس بگیریم و شیر کنیم.

آمازون، الگوی تجارت الکترونیک




ادامه مطلب


نوع مطلب : مطلب ویژه، آنتی بادی، 
برچسب ها : یار مهربان، منو کتابام یهویی، کتابخوان، های کلاس، مبارزه با مدرک فروشی دانشگاه ها،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

آدرس های اینجا:

Www.ZahrNevis.ir
Www.VocalVoice.ir
Www.aboutMahdi.com
Www.taghvim.date
Www.zaman.date
Www.tarikh.date
Www.vaght.date

نویسنده صلح دوستی هستم و اگر ببینم مطالبم تحریک کننده احساسات منفی مخاطبین هست به صورت موقت پاک می کنم و در زمان مناسب وقتی جنبه ها و ابعاد منفی مطلبم کم رنگ شد برای اثر بخشی مثبت دوباره انتشار میدم. بالاخره از قدیم گفتن: هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد.../
نادانی دردیست که فقط خردمندان آن را احساس می کنند./
دهنتو آب بکش داداش، جقی کدومه؟ تنها گناه ما اینه که جوان ناکام هستیم./
این وبلاگ حافظ آبروی اشخاص حقیقی و حقوقی است و از عملیات انتحاری فرهنگی به شدت اجتناب می ورزد. ناشناس بودن نام نویسنده نیز در راستای همین سیاست هست./
شمای نوعی این درددل ها را برای زن و بچه خود در منزل شخصی خودتون می کنید اما من زن ندارم پس میام توی وبلاگم درددل می کنم./
من مامور به بستن سوپاپ اطمینان با چوبپنبه هستم، اما آیا دشمن از طریق سوراخ سوپاپ میتونه کلیدواژه نفوذ بکنه؟/ایی چه کاریه؟! ایی چه کاریه؟! / هر چه توو دهنی دارید قورت دهید و بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید و مشت محکم خود را باز و رو به آسمان دعا کنید که روایات مهدویت جعلی نباشد/ به دلیل عدم ارسال کامنت از سوی مخاطبین و بازدیدکنندگان وبلاگ، هرازچندگاهی ضربان نبض شما بینندگان عزیز را از طریق ارسال پست های تحریک آمیز می گیرم که خدای نکرده کند یا نامنظم نزند./ در این وبلاگ ما اراده کرده ایم در کار خدا دخالت کنیم ولی قصد تبدیل در سنت الهی نداریم چون اصلا شدنی نیست مثلا بدون عزم جدی ملی هیچ تغییری در روند فعلی فرهنگی و اجتماعی حاصل نخواهد شد/ حق ویرایش برای نویسنده محفوظ است./ گاهی وقتا صدای قهقهه شیطان رو می شنوم حتی وسط دهه محرم، امان از غریبی امام حسین در بین عزادارانش/ مجموعه وبلاگهای من به کل ادارات روابط عمومی سراسر کشور اعلان جنگ کرده است/ در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن، سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور/ امیدوارم روزی روزگاری مجبور نشم مطلبی مناقشه برانگیز و فتنه آمیز رو بدون ذکر پادزهر بنویسم/ حتی اگر بتوانم ثانیه ای در مرگ تدریجی این ملت تاخیر بیندازم دریغ نمی کنم/ برای نجات اقوام ایرانی از توهم مسلمان بودن و واقعیت عقب ماندگی تلاش می کنم./ به مسئولین فرهنگی فحش نمیدم تا توی خماری فحش شنیدن از من باقی بمونن/ منتظر دین جدید نباید بود اما مجری، صالح خواهد بود/ چه خوب بود قبل از جمله سازی با واژه "بصیرت" کمی سیرت میداشتیم
مدیر وبلاگ : هوشنگ مهدی یار
نظرسنجی
آیا مشکل ملت ایران کتاب نخواندن است؟









جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :